تبليغاتX
ஜ المهدی ஜ ░▒▒

ஜ المهدی ஜ ░▒▒
زیارت عاشورای طلاب حوزه علمیه امام صادق علیه السلام-زنجان
1بزودی مراسمات هیئت در وبلاگ قرار داده می شود.

                               همرا با کلیپ های صوتی شبهای قدر سال گذشته!!!

[ 2012/1/12 ] [ 4:17 PM ] [ سربازان امام زمان (عج) ]

بسم رب المهدي و بسم رب المنتظر


از پروانه خواستم, راز سخن گفتن با گلها را برايم بگويد. پاسخ داد: سخن گفتن با گلها به چه کارت آيد؟

گفتم: سراغ گلي را مي جويم. مي شناسي اش؟؟؟ گفت: کدامين گل تو را اينچنين بي تب و تاب کرده است؟
گفتم: به دنبال زيباترينم. گفت: گل سرخ را مي گويي؟

گفتم: سرخ تر از ان سراغ ندارم. گفت: به عطر کدامين گل شبيه است؟

گفتم: خوشتر از ان بوي ديگري نمي شناسم. گفت: از ياس مي گويي؟

گفتم: سپيد تر از ان نيز نمي دانم. گفت: در کدامين گلستان مي رويد؟

گفتم: در ان صحرا گلستاني که از شرم ديدگانش هيچ گل ديگري نمي رويد.

به ناگاه ديدم پروانه, بي تاب تر از من ناارامي مي کند......... از اين گل و ان بوته,
گفت: اسمش چيست که اينگونه از ادميان دل برده است؟ گفتم به زيبايي نامش نديدم.
گل نرگس را مي گويم. مي شناسي اش؟؟؟ به ناگاه ديدم پروانه,
بالهايش به روشني شمع مي درخشيد. گويي شعله از درون,
توان رفتن نداشت... به سختي خود را به روي باد نشاند و از مقابل ديدگانم دور شد.......
اري.... او گل نرگس را يافته بود. شراره هاي وجودش خبر از ان گل زيبا مي داد........

اينک دوباره من ماندم و اين نام اشنا و غريب....... در صحراهاي غربت, تا ادينه اي ديگر, به انتظار نشسته ام,تا شايد به همراه پروانه اي, به ديار اشنايت قدم گذارم.......

[ 2011/12/30 ] [ 1:17 PM ] [ سربازان امام زمان (عج) ]

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز

تلفن با شمع نیمه سوخته یافت ولی مادر دیگر در این دنیا نبود
...

[ 2011/12/27 ] [ 2:13 PM ] [ سربازان امام زمان (عج) ]
نمی‌دانم تو را در ابر دیدم یا کجا دیدم
به هر جایی که رو کردم فقط روی تو را دیدم

تو را در مثنوی، در نی، تو را در‌ های و هو، در هی
تو را در بند بند ناله‌های بی‌صدا دیدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عین غزل بودی
تو را شکل توسل، مثل ندبه، چون دعا دیدم

دوباره لیلة القدر آمد و شوریدگی‌هایم
تب شعر و غزل گل کرد و شور نینوا دیدم

شب موییدن شب آمد و موییدن شاعر
شکستم در خودم از بس که باران بلا دیدم...


[ 2011/12/26 ] [ 4:18 PM ] [ سربازان امام زمان (عج) ]
                 عشق فقط یک کلام...                                       حسین علیه السلام...
[ 2011/12/26 ] [ 4:10 PM ] [ سربازان امام زمان (عج) ]
ضربان قلبم حسینضربان قلبم حسین(با کیفیت بالا)
[ 2011/12/26 ] [ 11:37 AM ] [ سربازان امام زمان (عج) ]
1با عرض سلام وخوش آمد گوئی بزودی مطالب بروز میزارم حتما سر بزنید 1
[ 2011/12/24 ] [ 10:26 AM ] [ سربازان امام زمان (عج) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
بک لينک